When Fari Met Sidrah: ITG Meet-Cute

اگر ITG شخصی بود ، ما دوست داریم فکر کنیم که “بهترین دوست زیبایی” شما خواهیم بود – می دانید شخصی که برای شما ارسال پیام کوتاه جدیدترین پالت نیاز به شما ارسال می شود یا نظر در مورد قبل از اینکه دلارهای بزرگ را سرم کنید ، سرم کنید. اما برای فریده و سیدرا ، ITG فقط مجرایی برای یافتن بهترین دوست واقعی زیبایی آنها بود: یکدیگر. آنها با تایپ کردن از دو طرف جهان ، آنها به صورت آنلاین متصل شده و از گفتگوی محصول به عنوان وسیله ای برای مکالمه واقعی استفاده می کردند. و حالا آنها هفت سال با هم دوست بوده اند! Sid و Fari خودشان داستان را خیلی بهتر تعریف می کنند – به قول خودشان در زیر بخوانید.

سیدرا سید: این یک خط ابتدایی برای سنین است: من یکی از نزدیکترین دوستانم را از طریق Into The Gloss ملاقات کردم.

فریده مک کول: همه چیز از سال 2014 شروع شد ، زمانی که سیدرا در مجموعه #ITGTopShelfie حضور داشت.

SS: من در آن زمان در دانشکده حقوق بودم و دقیقاً مانند هر خواننده دیگر ITG زیبایی زندگی می کردم و نفس می کشیدم. من خیلی در مورد آن صحبت می کردم ، بنابراین برجسته بودن احتمالاً هیجان انگیزترین اتفاقی بود که می تواند برای من بیفتد. به عنوان یک نتیجه غیر منتظره ، چند دنبال کننده در اینستاگرام پیدا کردم که این پست را دیدند و احساسات من را دوست داشتند.

FM: داستان سید در من طنین انداز شد. سبک و زیبایی شناسی به کنار ، او گرمترین روح پر از عطوفت را دارد ، و این واقعیت که زندگی حرفه ای خود را وقف کمک به مردم کرده است گویای این حرف است! ITG این ویژگی ها را واقعاً در #ITGTopShelfie خود اسیر کرده است ، به طوری که مهربانی او در خارج از کشور به من رسیده است. من کاملاً الهام گرفته شدم ، بنابراین روی لینک فوقانی دسته کلیک کردم و شروع به دنبال کردنش در اینستاگرام کردم – او همانقدر جالب بود که ویژگی اش پیشنهاد می کرد ، اگر نه سردتر. او به دنبال من برگشت ، و اندکی پس از آن شروع به اظهارنظر درباره پست های یکدیگر کردیم.

SS: Fari چنین نفس تازه ای داشت و همه چیزهایی را که من در یک شخص تحسین می کنم – بدون دردسر خنک ، فوق العاده شیک ، آرام ، کاملاً بصیر و بسیار باورنکردنی مهربان. ما بلافاصله کلیک کردیم آنقدر طولانی بوده است که به خاطر نمی آورم اولین مکالمات DM ما دقیقاً در مورد چه چیزی بوده است ، اما ما به احتمال زیاد در مورد BR P50 دلخور بوده ایم ، در مورد یک فیلم چت کرده ایم یا نظرات خود را درباره یک لباس خاص به اشتراک گذاشته ایم. حتی در آن زمان احساس می شد که من تمام زندگی خود را با او می شناسم – مثل اینکه ما خواهر روح هستیم.

FM: به ناچار ، این چت به سالها دوستی اینترنتی تبدیل شد که همه چیز را از زیبایی ، مد ، فیلم ، موسیقی … همه چیز ، از دو طرف جهان ، به اشتراک می گذارد.

SS: یادگیری درباره زندگی Fari در استرالیا از مرکز نیویورک من ، و دیدن اینکه زندگی و خواسته های ما چقدر متفاوت است در عین حال شگفت آور بوده است.

FM: پیمایش در مناطق زمانی مختلف همیشه خنده دار بود. مثل اینکه ، ما هر دو برای The Strokes بسیار هیجان زده بودیم غیر عادی جدید آلبوم این نیمه شب منتشر شد بنابراین زودتر در استرالیا منتشر شد و من آن را برای سید خراب کردم. من هرگز آن را پایین زندگی نمی کنم! اما علی رغم اختلاف زمان ناخوشایند ، ما به طریقی در این سالها ارتباط برقرار بودیم.

SS: ما بر سر فراز و نشیب های یکدیگر قرار گرفته ایم ، در مورد سیاست ، عشق ، از دست دادن ، مردم ، حرفه و زندگی صحبت کرده ایم. فاری کسی است که من هم برای رویدادهای جزئی و هم مهم همچنان به او متوسل می شوم – او بهترین توصیه ها را به من کرده است و حتی در سخت ترین شرایط نیز گرما و مثبت بودن را تابانده است. من کاملا مطمئن هستم که از زمانی که ما ابتدا وارد DM های یکدیگر شدیم ، هیچ روزی بدون گفتگوی بین ما نگذشته است. و دوستی ما در پاییز 2019 ، هنگامی که Fari از NYC بازدید کرد ، کاملاً حلقه زد.

FM: من از همان لحظه ای که صفحه نمایش بزرگ من را از همان کودکی با آن آشنا کردم ، رویای دیدن نیویورک را داشتم. اما همیشه خیلی دور احساس می شد. در 29 سالگی ، من قبل از 30 سالگی هدف خود را برای بازدید از شهر قرار دادم. فکر سفر انفرادی به آن طرف دنیا ، به ویژه به عنوان یک زن جوان ، ترسناک بود اما سید با سخاوت به من کمک کرد تا سفر خود را درست تنظیم کنم تا یک هفته قبل از پرواز من

SS: من می دانستم که این سفر برای او یک سفر کاملا شخصی است و به حالت میزبان کامل پریدم.

FM: احساس ایمنی ایجاد کرد. با انعکاس مجدد ، مطمئن نیستم که اگر ارتباطی که من و سید برقرار کرده بودیم و الهام بخشیدن به آرزویم که دوستی ما به من القا کرده بود ، اطمینان کافی برای بازدید از NYC داشتم. در اکتبر 2019 ، من در واقع سفر انفرادی از سیدنی به NYC را انجام دادم.

SS: ما در قهوه در پارک واشنگتن اسکوئر با هم ملاقات کردیم و فری کاملاً به سنجاب هایی که در اطراف هستند پرسه زد – فکر نمی کنم صبح زود به هر چیزی بیشتر بخندم. این یک “OMG!” بود لحظه ای به دلیل IRL ، ما واقعاً توانستیم واکنش ها و رفتارهای یکدیگر را ببینیم!

FM: ملاقات حضوری پس از حدود شش سال دوستی مجازی بسیار سورئال بود. ما مدام آن را با صدای بلند برای یکدیگر بیان می کردیم.

SS: می دانستم فاری استرالیایی است اما كاملا فراموش كرده بود كه لهجه Aussie دارد. این ذهن منفجر بود!

FM: وقتی روی متن صحبت می کنید ، لهجه را فاکتور نمی گیرید! برای اولین بار صحبت صحیح با یکدیگر بسیار تعجب آور بود و باعث تعمیق ارتباط ما شد. بعد از آن ما دو روز را با هم گذراندیم تا او بتواند از طریق چشمش شهر را به من نشان دهد. سید و خواهرش به همان اندازه مهربانش ماهیرا بهترین نمای پشت بام شهر را به من نشان دادند و به من کمک کردند تا برای اولین هالووین آرزوهای خون آشامم را برآورده کنم. ما یک رژه را تماشا کردیم ، مقدار زیادی لذت غذایی آشپزی مصرف کردیم ، چند کوکتل را پایین آوردیم و از داستان واقعاً ویژه نحوه آشنایی ما تعجب کردیم.

SS: بازدید فاری از نیویورک واقعاً یک نقطه عطف در زندگی من بود – من یک دهه در این شهر بودم و نمی فهمیدم که چقدر در اطرافم اجازه می دهم از آنجا عبور کنم. چند روزی که با هم بودیم ، قدردانی و سپاسگذاری من از نیویورک را با تمام قدرت ، که بدون او امکان پذیر نبود ، از بین برد.

FM: سید من را به ویلیامزبورگ برد تا بتوانم سرانجام اولین عطر Le Labo خود را پس از سالها تجویز برند به وی بخرم. البته ، من با Santal 33 و یک برچسب مناسب “Fari in BK” شخصی شدم. در اصل این سفر من به NYC است که در یک ظرف شیشه ای خیره کننده بطری شده است. همان لحظه احساس دایره کامل شد.

SS: گذشته از همه گیری ، حضور Fari در زندگی من چنین الهام بخش و آرام بخشی بوده است. ما علی رغم اختلاف زمان خود در اوایل همه گیری FaceTimed کردیم و ساعتها در مورد سلامت روان ، WFH ، سرگرمی ها و وضعیت جهان گپ زدیم. Fari خودش را به نقاشی متعهد کرده است و دیدن اینکه عزم خود را برای وقت گذاشتن به چیزی که دوست دارد ، بسیار الهام بخش بوده است. انگیزه قابل توجهی برای شروع بلاگ نویسی برای من بود –

FM: خارج از نه تا پنج سالگی اش ، سیدرا پرشور در وبلاگ خود می نویسد!

SS:– کاری که من می خواستم از قرن ها قبل انجام دهم اما همیشه آن را مرغ می کردم. این دوستی است.

FM: Sidrah باحال ، شیک ، غیرممکن باهوش و موفق است ، در حالی که هرگز آنقدر شلوغ نیست که یک دوست باورنکردنی باشد. غیرقابل انکار خودش ، او شما را تشویق می کند که همان باشید.

SS: سالها بعد ، ما واقعاً دوستان خوب لعنتی هستیم. بنابراین ، از Into The Gloss ، برای جامعه خود ، برای این دوستی و احتمالاً از بسیاری موارد دیگر که بدون شما اتفاق نمی افتادند ، متشکرم.

– همانطور که به ITG گفته شد

عکس از طریق نویسندگان

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>