خط چشم مشکی که یک اینچ تکان نمی خورد

اگر فردی با رحم هستید که قصد بچه دار شدن دارید ، آیا تا به حال به این فکر کرده اید که زایمان چگونه است؟ ممکن است وحشت به ذهن شما خطور کند. شاید گودالهای عرق. اما برای نل دایموند (بنیانگذار Hill House Home و همکار پیشکسوت ITG) ، روز تولد او دو چشم گربه ای تیغ دار داشت که از ابتدا تا انتها تکان نخوردند. بعد از اینکه او عکسی از بیمارستان را در اینستاگرام به اشتراک گذاشت ، ITG نیاز به قاشق چوبی روی آستر خود داشت. ما به شما اجازه می دهیم Nell شما را در آن عبور دهد:

“نوزادان دوقلوی من در 17 اکتبر سال 2020 به دنیا آمدند. و در هفته های قبل از تولد ، تمام آمادگی هایم باعث شد که احساس کنم قصد جنگ دارم.

من یادداشتی را بر روی آیفونم آماده کردم که پر از نقل قول های الهام بخش است. من یک لیست پخش به نام “TWINS، BABY” در Spotify ساختم و آن را با Cardi B ، Miley Cyrus ، بیانسه پر کردم. (ممکن است من یک روز کامل ، حدود 20 ساعت متوالی ، آلبوم زنده بازگشت به خانه را گوش داده باشم.) چمدان های بیمارستان را از هفته ها قبل بسته ام. لباس و آرایش هر دو ابزار قدرتمندی برای بیان بوده اند و در این مورد خاص ، برنامه من استراتژیک بود: برای تحویل باید خودم را پمپاژ می کردم.

شب قبل از القا my ، من لباس Nap مورد علاقه خود را با گلهای آبرنگ آبی و سفید در سراسر آن بیرون آوردم و آرایش خود را مانند ابزار جراحی قرار دادم. صبح روز بعد ، آیین های معمول خود را با دقت انجام دادم. موهایم را مسواک زدم و دو گره بلند درست کردم. من از Nars Radiant Creamy Concealer و یک سایه چشم براق از شارلوت تیلبری استفاده کردم. ریمل سای را اضافه کردم. لبهایم را با مداد YSL جمع کردم و رژ لب Kosas را به آن اضافه کردم گلاب بر روی. اما مهمتر از همه ، من خط چشم استفاده کردم – امضای من. من با استفاده از یک مداد رنگی Givenchy Kohl ، نقطه چشم گربه را مشخص کردم ، سپس با استفاده از لایه مایع Stay-All-Day Stila ، یک خط طولانی را با دقت ترسیم کردم. من اسپری تنظیم Urban Decay را روی صورتم اشتباه گرفتم تا آن را تنظیم کنم.

در حالی که به بیمارستان می رفتم ، به فکر عملی بودن افتادم و فکر کردم که آیا آرایش من در عرض چند ساعت در سراسر صورت من است؟ من سال کردم که آیا مردم با دیدن ورود من ، آنقدر بزرگ که به سختی می توانم راه بروم ، با چهره ای کامل از آرایش ، چشمانشان را جمع می کنند؟ اما من در زندگی ام یک میلیون بار بخاطر لباس پوشیدن مسخره شده ام. در کلاس 6 ، معلم بدنسازی من برای کل کلاس ما در مورد چگونگی “فمینیستها زرق و برق نمی پوشند” سخنرانی کرد و هنگامی که او مرا مجبور کرد سایه براق خود را بشویم ، می دانستم که من “نه” برای این “RSVP” خواهم بود نسخه خاص فمینیسم. می دانستم که می خواهم در روزی که زایمان می کنم بهترین حالت مطلوب خود را داشته باشم. و بیشتر از آن ، مهم این بود که مثل خودم باشم. من نه ماه بود که با تمام وجود منتظر این روز بودم ، می دانستم که این قسمت کاملاً از کنترل من خارج خواهد شد. من می خواستم روز را با شرایط خودم شروع کنم. من این افکار را تعطیل کردم

بعد از آن حتی یک ثانیه به آرایش خود فکر نکردم. وقتی به بیمارستان رسیدم ، کاملاً در آن منطقه قرار داشتم – تنها چیزی که اهمیت داشت این بود که بچه هایم با خیال راحت بیرون بروند. کل تیم پزشکی کاملاً باورنکردنی بود و من در تمام مدت احساس حمایت و امنیت می کردم. در اتاقي با حدود 20 پزشك و پرستار ، ويلو ساعت 14:55 بعد از ظهر اول متولد شد. پنج دقیقه بعد سباستین را بیرون زدم ، ابتدا پا و رو به بالا بود.

پس از ورود هر دو نوزادم ، من با خیال آسوده کاتاتونیک شدم. من این کار را کرده بودم هیچ چیز در دنیا نمی تواند من را آزار دهد! در آن لحظه ، من فهمیدم که چه مدت نه ماه درونم را نگه داشته ام – نه تنها وزن دو نوزاد (20 انگشت ، 20 انگشت پا ، دو مغز ، دو قلب) بلکه وزن نگرانی. عضله شدن در یک بارداری با ریسک بالا در یک بیماری همه گیر جهانی مانند این است که نفس نفس می کشید و لحظات زیادی وجود داشت که فکر می کردم نمی خواهیم این وضعیت را انجام دهیم. احساس خیلی خوش شانس ، بسیار سپاسگزار ، خیالی آسوده کردم.

اتفاقاً: از طریق همه اینها ، خط چشم من یک اینچ تکان نخورد. “

– همانطور که به ITG گفته شد

عکس از طریق Nell Diamond

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>